سیناتهرانی مربی آموزش مهارتهای موفقیت تحصیلی گروه درس زندگی با اشاره به خاطره ای از دوران تحصیل خود گفته است:

زمانی که در کلاس پنجم ابتدایی مشغول به تحصیل بودم ، زن دائی ام به مادرم گفته بود : سینا چرا درس نمی خواند و در حال بازی کردن است . امسال او سال سختی پیش رو دارد. سال پنجم ابتدایی سال تعیین کننده ای است زیرا امتحانات آن نهایی است. مادرم که از شدت حساسیت و دلسوزی زن دایی حسودم تعجب کرده بود، به او گفت: خودت را ناراحت نکن ، سینا پدری دارد که خوب می داند چطور راه موفقیت را به فرزندش بیاموزد. زن دایی ام هم گفته بود : من فقط خواستم هشدار بدهم زیرا خودت که می دانی دو فرزند بزرگ من در کلاس پنجم ابتدایی مردود شده اند.

وقتی به کلاس سوم راهنمایی می رفتم ، بازهم زن دایی جان به مادرم گفت : مراقب باش سینا درسهایش را خوب بخواند و مادرم هم پاسخ می دهد: بله حواسمان هست زیرا فرزندان تو در کلاس سوم راهنمایی نیز مردود شده اند، به همین جهت تو نگران سینا هستی.

سیناتهرانی مشاور تحصیلی ادامه داد، وقتی با موفقیت کلاس سوم راهنمایی را نیز همانند کلاس پنجم ابتدایی گذراندم ، دختر همسایه مان که در سال اول دبیرستان مردود شده بود به مادرم گفته بود: حسابی مراقب سینا باشید که درسهایش را جدی بگیرد زیرا سال اول دبیرستان خیلی سخت است و به این راحتی ها کسی از آن سربلند بیرون نمی آید. مثلاً خود من با وجود معدل بالای ۱۸ دوره راهنمایی، در سال اول دبیرستان مردود شدم.

در طی این سالها آنچه که آموختم این بود که من سینا تهرانی هستم ، انسانی متفاوت از پسردایی، دختر دایی و دختر همسایه که هر کدام در مقاطعی مردود شده بودند. منظورم این نیست که من از همه آنها باهوشتر بوده ام، بلکه بر عکس همیشه شاگرد متوسطی بودم. من می خواهم بگویم هر شخصی توانایی ها و ویژگی های منحصربفرد خودش را دارد و دلیل نمی شود که چون فلان شخص در فلان مقطع تحصیلی مردود شده است، من هم در همان مقطع مردود شوم.

هدف من از بیان این خاطره ، سخنی دلسوزانه با والدین و اطرافیان دانش آموزان و دانشجویان است که بجای آنکه فرزند خود را با دیگران مقایسه کرده و توانایی های او را نادیده بگیرند، به او اعتماد نموده و به پرورش استعدادها و توانایی های او بپردازند و برای دستیابی به موفقیت، همانند مشاوری دلسوز در کنارش باشند.

سیناتهرانی مشاور درسی در ادامه گفت: هیچگاه به یاد نمی آورم که پدر و مادر نازنینم مرا با کسی مقایسه کرده باشند. وقتی در مقطع ابتدایی و راهنمایی بودم ، دانش آموزی در کلاس ما بود که در همه سالهای ابتدایی و راهنمایی شاگرد اول مدرسه بود. وقتی از او در نزد والدینم تعریف می کردم ، مرحوم پدر می گفت : سینا جان این یک مقطعی از زندگی است که آن شخص فعلاً شاگرد ممتاز است اما معلوم نیست همیشه ممتاز بماند. تو باید سعی کنی با تکیه بر توانایی ها و برنامه ریزی صحیح، راه خودت را برای رسیدن به موفقیت طی کنی و کاری بکار او نداشته باشی، البته اگر فاکتور مثبتی دارد برو و از او بیاموز اما نباید خودت را در برابر او ببازی و دست کم بگیری.

مرحوم پدرم راست می گفت : وقتی وارد سال دوم دبیرستان شدم . از طریق دوستانم متوجه شدم که آن شخص و چند نفر از شاگردان ممتاز دیگر که زمانی الگوی بسیاری از دانش آموزان و خانواده هایشان بودند، همگی در سال اول دبیرستان مردود شدند اما من همچنان بی سرو صدا و آهسته و پیوسته به سوی هدف حرکت می کردم.

سیناتهرانی مشاور کنکور در ادامه افزود: وقتی به سال آخر دبیرستان رسیدم. هیچ کس در مدرسه بر روی من و چند نفر از دانش آموزان دیگر برای کسب رتبه زیر ۱۰۰۰ حسابی باز نکرده بود و همه توجهات بسوی چند نفر از شاگردان بسیار ممتاز کلاس بود . من با مشاوره های دلسوزانه و حکیمانه پدرم و نیز آقای صحرایی رتبه ۱۱ کنکورسراسری آن زمان که دانشجوی رشته برق دانشگاه صنعتی شریف بود، چراغ خاموش و بی هیاهو به پیش می رفتم اما آنها حسابی دور و برشان شلوغ بود و بازار فخرفروشی و تست زنی شان حسابی رونق داشت.  وقتی نتایج کنکور اعلام شد هیچکس حتی فکرش را هم نمی کرد که همه آنها بجای کسب رتبه های برتر کنکور ، رتبه های بالای ۱۰۰۰ بیاورند اما من و تعدادی از دانش آموزانی که در سکوت درس می خواندیم رتبه های دو و سه رقمی کنکور را از آن خود کردیم.

اکنون به این نتیجه رسیده ام که موفقیت تحصیلی یا شغلی هیچ ارتباطی به نابغه بودن افراد ندارد ، بلکه هرکس که از استعداد و توانایی های خود بصورتی هوشمندانه تر بهره بگیرد ، موفقتر خواهد بود. پس لطفاً فرزندان خود را با نوابغ و شاگردان ممتاز مقایسه نکنید زیرا اینکار نه تنها باعث تخریب روحیه مبارزه طلبی و اعتماد به نفس آنها خواهد شد، بلکه توان پیروزی و موفقیت را نیز از آنها خواهد گرفت.

 

از خاطرات سیناتهرانی متخصص مهارتهای آموزشی و بهبود روابط

فهرست